پنجشنبه , اکتبر 18 2018
خانه / سرگرمی / حکایتی جالب و خواندنی
1237170_717858941564430_976233567_n

حکایتی جالب و خواندنی

مسافري در شهر بلخ جماعتي را ديد كه مردي زنده را در تابوت انداخته و به سوي گورستان مي‌برند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد مي‌زند و خدا و پيغمبر را به شهادت مي‌گيرد كه والله، بالله من زنده‌ام ! چطور مي‌خواهيد مرا به خاك بسپاريد ؟ اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند ، بي توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده و مي‌گويند : پدرسوخته ي ملعون دروغ مي‌‌گويد مُرده ! مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد . گفتند : اين مرد فاسق و تاجري ثروتمند و بدون وارث است . چند مدت پيش كه به سفر رفته بود ، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضي بلخ شهادت دادند كه ُمرده و قاضي نيز به مرگ او گواهي داد . پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكي ديگر اموالش را تصاحب كرد ، حالا بعد از مرگ برگشته و ادعاي حيات مي كند . حال آنكه ادعاي مردي فاسق در برابر گواهي چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمي‌افتد . اين است كه به حكم قاضي به قبرستانش مي‌بريم ، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جايز نيست !!

احمد شاملو _ کتاب کوچه

رای منفیرای مثبت (No Ratings Yet)
رای مثبت(0)رای منفی‌(0)

Check Also

web_sts_0

نکاتی جالب درباره کشور سوئیس

دوست دارید درباره‌ی این کشور زیبا بیشتر بدانید؟ کشور کوه‌های بلند و دریاچه های چشم ...

bear-selfie-scary-brave-slightly-dangerous-14267157342

‘سلفی’ بیشتر از کوسه‌ آدم می‌کشد

سال ۲۰۱۴ سال سلفی بود و سال ۲۰۱۵ سال گرفتن سلفی‌های هنری است که اکنون ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *